|
نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس
از تو تامن پلکی بیش فاصله نیست پس از این همه بی قراری باد آورده کدام ناکجاست شب که می آئی تمام رویاهام عطر آگین می شود وروز بی آنکه بینمت بیاد آمدنت الهام شعریست بنام: نمی دانم چـه...
آشفته غرق دغدغه و بهت و شیونیم حالا چو روزهای پریشانی منی جانت ز روزهای بد اختر به لب رسید دیگر چرا از این همه بد دل نمی کنی تنها و سرشکسته و رنجور و ناامید مانند روز بر همه شهر روشنی ویرانه ای که کلبه دلتنگی من است دیرایست سر به خلوت سردش نمیزنی رفتی به من – به شهر غزل- پشت پا زدی من ماندم و سیاهی شبهای ماندنی ای کاش می رسیدی از این راه پرغبار تا لرزه بر وجود حقیرم بیفکنی
خداکند که کسی مثل من غریب نباشد مسیرعمر عزیزش پر از نشیب نباشد نمی توانم از این درد عاشقانه ننالم منی که بود و نبودم بجز حبیب نباشد پس از غروب غریبانه ستاره بختم بجز شکستن در خود مرا نصیب نباشد دعا کنید برایم که آن غزال گریزان بفکر دوری از این بی شکیب نباشد مرا رها مکن امشب در این غریبی دلگیر بیا ، بیا که مرا بیش از این شکیب نباشد
یک نفر مثل من از بودن خود سیر شده است پا به پای دل پر وسوسه اش پیر شده است روزگارش همه سردر گمی و ویرانی است روز و شب در دل صد حادثه زنجیر شده است در سرش نیست که حتی به من اندیشه کند خوب پیداست که از همه دلگیر شده است سر دل کندنم از زل زدنش ممکن نیست چشم من با نگه اش سخت نمک گیر شده است گریه و رنج جدائی به سرم می ریزد خواب طوفانی ام امرزو چه تعبیر شده است درد غربت زدگی جان به لبم آورده است نوبت تا تو رسیدن به خدا دیر شده است
دنيا كه شروع شد . زنجير نداشت . خدا دنياي بي زنجير آفريد . آدم بود كه زنجير را ساخت . شيطان كمكش كرد . دل زنجير شد ؛ عشق زنجير شد ؛ دنيا پر از زنجير شد ؛ و آدم ها همه ديوانه زنجيري . خدا دنياي بي زنجير مي خواست . نام دنياي بي زنجير اما بهشت است . امتحان آدم همين جا بود . دست هاي شيطان از زنجير پر بود . خدا گفت : زنجيرت را پاره كن . شايد نام زنجير تو عشق است . يك نفر زنجيرهايش را پاره كرد . نامش را مجنون گذاشتند . مجنون اما نه ديوانه بود و نه زنجيري . اين نام را شيطان بر او گذاشت . شيطان آدم را در زنجير مي خواست . ليلي مجنون را بي زنجير مي خواست . ليلي مي دانست خدا چه مي خواهد . ليلي كمك كرد تا مجنون زنجيرش را پاره كند . ليلي زنجير نبود . ليلي نمي خواست زنجير باشد . ليلي ماند ؛ زيرا ليلي نام ديگر آزادي است .
هرچه اندیشه نمودم نرسیدم جایی
نشد آن لحظه بگویم حرفی وسط مزرعه کوچک تنهایی ها تک درختی پیدا چند سالیست که خشکیده وپوسیده شده وکسی هیچ نگوید از او و من امروز اسم اورا بگذارم هیچ تا بعد از این بتوانیم صدایش بکنیم و بگوییم از غم دربدری و بپرسیم ز دوران جوانی وبلند آوازی لیک تک درخت افسرده است و نمی داند چه باید بکند خوب می داند که دیگر جایی نیست تنه خشکش را و برای اینست که از مرغک کوچک مرزعه دعوت کرده تا در تنه پوسیدش لانه ایی ساز کند و با این امید چند صباحی باشد ولی امروز تعجب کردم تن پوسیده جوانه کرده است رویش اغاز شده و درخت خشک مزرعه از نو برگ سبزی دارد این خود آغاز نویی می باشد این خود آغاز نویی می باشد
و نمی خواهم بدانم چیست یا بپرسم کجا باید دید یا حسش کرد ............................... وقتی همه جا خونین است دشت در باده خون رنگین است تو چه می خواهی بدانی از دل یا چه پرسی ازاحساس که بگویند کیلویی چند بهتر آن است که هیچ ندانیم ازاو این گونه بهتر است ما هم می توانیم بگوییم که هستیم هنوز با احساس یا بی احساس حال خوبی دارد این دل تنهایم نتوانی بگویی چه شکلی بوده است باز هم می گوید از احساس ولی من قبولش ندارم که احساسی هم هست اگرم هست می ندارم باور من ندارم باور
یار دبستانی من، با من و همراه منی چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه ترکه بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش خوب اگه خوب؛ بد اگه بد، مرده دلهای آدماش دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟ یار دبستانی من، با من و همراه منی چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه ترکه بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما یار دبستانی من، با من و همراه منی چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه ترکه بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش خوب اگه خوب؛ بد اگه بد، مرده دلهای آدماش دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟ یار دبستانی من، با من و همراه منی چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه ترکه بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما
|
ABOUT ![]()
دانشجوی دانشگاه آزاد مسجد سلیمان MENU
Home
|